السيد محمد تقي المدرسي ( مترجم : شريعت )

35

نمونه هاى ايثار 2 - حضرت زينب ( س ) ( فارسى )

خواهرش زينب در آويخت و زينب از او دفاع كرد و به آن شامى رو نمود و گفت : « به خدا سوگند دروغ گفتى و لعنت بر تو باد ، او نه از توست و نه از يزيد . » در اين هنگام يزيد خشمگين شد و گفت : « تو دروغ گفتى ، به خدا اگر بخواهم اين كار را مىكنم . » زينب به او پاسخ داد : « نه به خدا ، خداوند اين دختر را از آن تو نمىكند مگر آنكه از دين ما خارج شوى و پيرو آيينى ديگر گردى . » يزيد غضبناك شده و به او گفت : « آيندهء من چنين مىبينى ؟ اين پدر و برادر تو بودند كه ازدين خارج شدند . » زينب گفت : « با دين خدا و دين پدر و برادر و جدم بود كه تو و جد و پدرت راه يافتيد . » يزيد گفت : « دروغ گفتى دشمن خدا ! » زينب باز جواب داد : « امير به ستم دشنام دهد و در قدرتمندى خويش خشم گيرد . » يزيد ملعون ، انگار كه خجالت كشيده باشد ، خاموش شد . دوباره آن شامى لعين به سر سخن بازگشته گفت : « اى امير مؤمنان ، اين دخترك را به من ببخش . » يزيد به او گفت : « گم شو كه خدا مرگ محتوم را نصيبت كند . « 1 » » اينها نمودهايى از صبر و شجاعت زينب صديقه عليها السلام بود

--> ( 1 ) همان / ص 156 .